السيد محمد حسين الطهراني

391

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

: إنَّ النَّبىَّ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ كانَ إذا رَأَى الْقِرْدَ خَرَّ ساجِدًا . « 1 » « چون رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم بوزينه را ميديد ، به سجده خداوند خود را روى زمين ميانداخت . » و اين روايت را در « مستدرك » كمى جلوتر از كتاب جمعه براى بيان شاهد ذكر نموده است . . . بيهقى از أبو هريره از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم روايت كرده است كه فرمود : شما آب را با شير مخلوط مكنيد ! زيرا مردى قبل از شما بود ، و چون ميخواست شير را بفروشد ، با آب مخلوط مينمود . ميمونى براى خود خريد و سوار كشتى شده در دريا رفت . چون در ميان آب متمكّن شد ، خداوند به ميمون او الهام نمود تا كيسه زر او را بردارد و بر بالاى دَكَل « 2 » برود و كيسه را باز كند ، و در حالى كه صاحبش به او نظاره مىكند يك دينار از آن برگيرد و در دريا افكند و دينار ديگر برگيرد و در كشتى بيندازد . همينطور يكى به دريا و يكى به كشتى ، تا تمام كيسه زر را به دو قسمت نمود ؛ قيمت آب را در دريا فكند و قيمت شير را در كشتى . « 3 » آرى ! آنچه را كه داروين در مشابهت جسمى و معنوى انسان با ميمون مبالغه ورزد ، تازه گفتارش به پايه گفتار اصحاب رسائل إخوانُ الصَّفا نميرسد كه

--> ( 1 ) اين روايت سندش ضعيف است . و ممكنست على تقدير صحّت ، سجده حضرت به جهت عظمت مقام انسان در پيشگاه خدا باشد كه با آنكه ميتوانست او را مثل بوزينهاى قبيح المنظر و خبيث الاخلاق خلق كند ، او را انسان نموده به شرف تكليفِ وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها مشرّف فرمود ؛ عقل و منطق و ذهن داد ، و وى را خليفه خود نمود . ( 2 ) در « أقرب الموارد » آمده است كه : دَقَل عبارتست از چوبى بلند كه در وسط سفينه نصب ميكنند و شراع كشتى را به آن ميبندند . ( 3 ) « حيوة الحيوان » دميرى ، طبع مرغوب سنگى ، مادّه قرد